اختصاصی؛ گیلان صدر؛ مهتا صدری: بعد از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، موج خبرهای نادرست و روایتهای غلط شدت گرفت. از هر دو سو. هم از طرف جریانهای برانداز، هم از طرف روایتهای رسمی. بعضی از این خبرها تکذیب شدند و حتی در مواردی براساس مستندات، تکذیبها درست بود.
اما امروز مسئلهی اصلی این نیست که کدام خبر درست است و کدام نه. مسئله مهمتر طرز فکری است که پشت این دروغها قرار دارد. این طرز فکر میگوید: هدف آنقدر مهم است که میشود حقیقت را کنار گذاشت. میشود دروغ گفت. میشود ترساند. میشود آدمها را ابزار کرد. این طرز فکر، از هر طرف که بیاید، در عمل فاشیستی است.
وقتی در سالهای گذشته، استفاده از دروغ، تهدید و پروندهسازی در بخشهایی از حاکمیت بهعنوان ابزار سیاسی عادی شده—و تجربهی زیستهی بسیاری از ما، از جمله نویسنده این متن، این روند را نشان میدهد—نمیتوان انتظار داشت با چند تکذیب، اعتماد عمومی بازگردد.
وقتی براندازها هم برای جلو بردن هدفشان به وضوح خبر جعلی و روایت هیجانی میسازند، دارند دقیقاً از همان منطق استفاده میکنند. پس در روش هیچ تفاوتی با هم ندارند.
اما موضوع حتی از دعوای روایتها هم عبور کرده است. دیگر اینکه چه کسی چه میگوید، تعیینکننده نیست. آنچه تعیین میکند، قدرت، سابقه و میزان پذیرش اجتماعی هر طرف است.
مشروعیت از حرف امروز نمیآید؛ از عملکرد دیروز میآید. اگر اکثریت یک روایت را میپذیرند، به این معنا نیست که آن روایت حتماً درست است؛ به این معناست که گویندهاش میدان را برده.
در چنین وضعیتی، حرفزدن و توضیحدادن اغلب بیفایده میشود. نه چون مردم نمیفهمند، بلکه چون انتخابشان را بر اساس اعتماد یا بیاعتمادی انباشته انجام میدهند.
در این مرحله، حتی سوگواری هم بیطرف نیست. جنازه تبدیل به ابزار میشود. هر طرف کشتههای خود را جلو میگذارد، تصویرهای خشنتری منتشر میکند؛ و تلاش میکند از مرگ، مشروعیت بسازد.
اینجا دیگر مسئله احترام به جان انسان نیست. هدف، پیروزی در میدان است. وقتی جنازه عاملیت پیدا میکند، کشتهها فقط قربانی نیستند؛ بخشی از جنگ قدرت میان هموطنها میشوند.
این منطق، از هر دو سو، فاسد است. چون حقیقت را حذف میکند، اخلاق را معلق میکند، و جامعه را به جایی میبرد که خشونت هرچه عریانتر باشد، مؤثرتر تلقی شود.
ایران امروز با خطرهای واقعی روبهروست. اما دقیقاً به همین دلیل، عادیشدن این طرز فکر—از هر سمت—خطرناکتر از همیشه است. شاید زمان گفتن همهچیز همیشه همین حالا نباشد. اما زمان ایستادن مقابل این منطق، و مشروع ندانستن دروغ و ابزارکردن مرگ، همیشه اکنون است.











