اختصاصی/ گیلان صدر: در روزهایی که کشور در یکی از حساسترین مقاطع سیاسی و اجتماعی خود قرار دارد و بارها از سوی عالیترین مقام دستگاه قضا نیز بر ضرورت مطالبهگری رسانهها، نقش نظارتی خبرنگاران و صیانت از امنیت حرفهای آنان تأکید شده، انتشار گزارشی نگرانکننده از سوی یک خبرنگار مستقل درباره روند رسیدگی پرونده اش در دادگاهی در غرب استان زنگ خطر تازهای را برای وضعیت عدالت قضایی در گیلان به صدا درآورده است.
بر اساس روایت منتشرشده در صفحه شخصی این خبرنگار، در جریان رسیدگی به شکایت یکی از مأموران سد معبر شهرداری از وی، قاضی رسیدگیکننده ـ در کمال تعجب ـ با ادبیاتی خارج از شأن دستگاه قضا، اقدام به توهین، برچسبزنی شخصیتی و قدرتنمایی در جلسه دادگاه کرده و پس از اعتراض او حتی تهدید به بازداشت با عنوان «اخلال در نظم جلسه» را مطرح نموده است؛ روایتی که اگرچه در فضای بسته دادگاه، بدون امکان ثبت تصویری و بدون حضور شهود رخ داده، اما از سوی فردی با سابقه حرفهای مشخص در حوزه رسانه مطرح شده و نمیتوان و نباید بهسادگی از کنار آن عبور کرد.
مسأله صرفاً یک برخورد فردی نیست. این چندمین گزارش غیررسمی اما تکرارشونده از برخوردهای جهتدار، ناعادلانه و بعضاً تحقیرآمیز با کنشگران مستقل در دادگاههای استان گیلان است؛ معدود فعالینی که نه مواجببگیر نهادهای قدرتاند و نه در حاشیه امن روابط رانتی تنفس میکنند، بلکه دقیقاً به همین دلیل، هزینه مطالبهگری را با ناامنی شغلی، روانی و حتی حیثیتی خود میپردازند.
سؤال روشن است: اگر خبرنگار، در مقام متشاکیعنه یا حتی ناظر یک پرونده، از حداقل احترام قضایی برخوردار نباشد، چگونه میتوان از «اعتماد عمومی به عدالت» سخن گفت؟
اگر اصل بیطرفی قاضی ـ که سنگبنای دادرسی عادلانه است ـ در لحن، نگاه و مدیریت جلسه مخدوش شود، چه تضمینی برای احقاق حق باقی میماند؟
و مهمتر از همه: آیا در شرایط خطیر امروز کشور، سرمایههای انسانی سالم، مستقل و دغدغهمند این استان باید بهجای حمایت، با کینهتوزی، عقدهگشایی و فشارهای فرسایشی از چرخه اثرگذاری حذف شوند؟
رئیسکل محترم دادگستری گیلان؛
این متن نه حکم صادر میکند و نه اتهام قطعی وارد میسازد. اما بهعنوان یک رسانه، و با توجه به تجربههای مکررِ گزارششده از سوی خبرنگاران استان ـ از جمله تجربههای شخصی نگارنده در مواجهه با پروندههایی که شائبه نفوذ، سفارشپذیری و فشار نهادهای بیرونی قدرت در آنها مطرح بوده ـ وظیفه خود میدانیم هشدار بدهیم که تداوم چنین گزارشهایی، حتی بدون امکان اثبات کلاسیک در فضای بسته دادگاه، خود نشانه بروز یک بحران خاموش است؛ بحرانی که اگر با ورود نظارتی مؤثر، بررسی بیطرفانه و ایجاد سازوکاری امن برای طرح شکایت خبرنگاران همراه نشود، به ناامیدی کامل اصحاب رسانه از اجرای عدالت منجر خواهد شد.
امروز، یک خبرنگار از غرب گیلان اعلام کرده که پس از آنچه در دادگاه بر او گذشته، دیگر امیدی به اجرای عدالت ندارد. فردا، این ناامیدی میتواند به سکوت اجباری، خودسانسوری یا خروج آخرین صداهای مستقل از میدان منجر شود.
این هشدار را جدی بگیرید؛ نه برای دفاع از یک فرد، بلکه برای دفاع از اعتبار عدالت در گیلان.











