اختصاصی/ گیلان صدر: آمار رسمی میگوید «امسال یکهزار و ۲۱۰ هیئت مذهبی در گیلان فعال شدهاند»؛ آماری که به گفته اداره کل تبلیغات اسلامی، «نسبت به سال گذشته حدود ۱۰ درصد رشد داشته است».
این عدد در نگاه اول امیدوارکننده به نظر میرسد. محرم در گیلان هنوز نفس میکشد؛ پرچمها در کوچه و خیابان دیده میشود و هیئتها، از شهر تا روستا، مجلس برپا میکنند. اما مسئله اینجاست که افزایش تعداد هیئتها، لزوماً به معنای افزایش اثر اجتماعی آنها نیست.
سؤال مهمی که کمتر درباره آن حرف زده میشود این است: اگر تعداد هیئتها هر سال بیشتر میشود، آیا در رفتار مردم هم تغییری دیده میشود؟ آیا این رشد را میشود در اخلاق عمومی، در مسئولیتپذیری اجتماعی، در حساسیت نسبت به ظلم و بیعدالتی هم دید؟ یا فقط با رشد عدد و آمار مواجهیم؟
هیئت فقط محل برگزاری مراسم نیست. هیئت باید جایی باشد برای تربیت آدمهایی که در برابر رنج دیگران بیتفاوت نمانند. اگر قرار است نام عاشورا وسط باشد، نمیشود از عدالت حرف نزد، از ظلمستیزی عبور کرد و همه چیز را به مراسم و مناسک تقلیل داد. پیام عاشورا فقط گریه و سینهزنی نیست؛ ایستادن مقابل ظلم است، طرف مردم و حقیقت ایستادن است، بیتفاوت نبودن در برابر فساد و تبعیض است.
برای همین، نقد به وضعیت فعلی هیئتها این نیست که چرا زیاد شدهاند؛ نقد این است که چرا در بسیاری موارد، رشد کمی آنها به همان اندازه در زندگی واقعی مردم دیده نمیشود. اگر هیئتها زیاد شدهاند، باید نشانهاش در محلهها هم پیدا باشد؛ در کمک به خانوادههای نیازمند، در حمایت از آدمهایی که زیر فشار اقتصادی له میشوند، در آشتی دادن مردم، در کم کردن شکافها، در اعتراض به بیعدالتی و در دفاع از حق کسانی که صدایشان کمتر شنیده میشود. اگر این نشانهها کمرنگ باشد، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که این رشد دقیقاً چه چیزی را زیاد کرده است؛ اثر اجتماعی یا فقط تعداد بنرهای اعلام مراسم و مجوزها را؟
بخش دیگری از ماجرا به منابع مالی برمیگردد؛ جایی که ابهام کم نیست. هیئتها به طور سنتی با کمکهای مردمی اداره میشدند و همین مردمی بودن، مهمترین سرمایه آنها بود. اما حالا سالهاست پای حمایتهای نهادی هم در میان است؛ از کمکهای مستقیم و غیرمستقیم برخی دستگاهها مانند اوقاف، تبلیغات اسلامی، شهرداری و دیگر نهادها گرفته تا امکاناتی که در مناسبتهای مذهبی توزیع میشود. مسئله اینجاست که معلوم نیست این منابع با چه معیاری توزیع میشود و سهم هر هیئت بر چه اساسی تعیین میشود.
همین ابهام، هم گلایه درست کرده و هم بدبینی. بعضی از فعالان هیئتی میگویند در عمل، همه هیئتها از فرصت و امکانات برابر برخوردار نیستند و گاهی رابطه، نزدیکی یا نفوذ، بیشتر از سابقه و کارکرد اجتماعی تعیینکننده است. وقتی معیارها شفاف نباشد، رقابت ناسالم شکل میگیرد و هیئتی که باید محل همدلی و خدمت باشد، وارد بازی سهمخواهی میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که از روح عاشورا فاصله میگیرد.
ماجرا وقتی حساستر میشود که این فضا به انتخابات هم گره بخورد. در آستانه انتخابات شورای شهر رشت، روایتها و شنیدههایی در برخی محافل محلی مطرح شده که از شائبه ارتباط مالی میان رئیس شورای هیئات مذهبی یکی از شهرستانهای شمالی و یک داوطلب متمول حوزه ساختوساز خبر میدهد؛ فردی که درباره پروندههای قضایی او نیز حرفوحدیثهایی وجود دارد. این ادعاها نیازمند بررسی رسمی و مستند است، اما حتی طرح چنین شائبههایی هم نگرانکننده است. چون اگر جایگاه هیئت مذهبی وارد معاملههای انتخاباتی شود، دیگر مسئله فقط یک انحراف موردی نیست؛ پای اعتماد عمومی در میان است. پرسش روشن است: چه نظارتی وجود دارد تا موقعیت مذهبی و اجتماعی هیئتها به ابزار نفوذ، رأیسازی یا تطهیر چهرههای مسئلهدار تبدیل نشود؟
هیئت قرار است محل دفاع از مظلوم باشد، نه پشتصحنه بدهبستان با صاحبان پول و نفوذ. اگر مردم احساس کنند از نام محرم و اعتبار هیئت برای جمع کردن رأی، مشروعیتسازی یا سفید کردن چهرههای مسئلهدار استفاده میشود، آن چیزی که آسیب میبیند فقط یک مجموعه یا یک فرد نیست؛ اصل اعتماد به نهاد مذهبی لطمه میخورد.
واقعیت این است که امروز هیئتها بیشتر از هر زمان دیگری نیاز دارند به کارکرد اصلی خود برگردند. جامعه از هیئت فقط مراسم پرشور نمیخواهد؛ انتظار دارد ردّ این شور را در متن زندگی هم ببیند. هیئتی که از امام حسین میگوید، در برابر بیعدالتی هم باید با صدای بلند موضع داشته باشد. اگر از مظلومیت اهلبیت حرف زده میشود، این حرف در دفاع از محرومان و در اعتراض به فساد و تبعیض هم خودش را نشان بدهد.
رشد هیئتها وقتی ارزش دارد که همراهش، رشد وجدان اجتماعی هم دیده شود. وگرنه زیاد شدن تعداد هیئتها، به خودی خود، فضیلت نیست. سؤال ساده است: این همه هیئت، چقدر به کمتر شدن بیتفاوتی کمک کرده؟ چقدر باعث شده مردم بیشتر کنار هم بایستند؟ چقدر از دل این مراسم، کار برای نیازمند، مطالبه برای عدالت و حساسیت نسبت به ظلم بیرون آمده است؟
اگر قرار باشد پاسخ این سؤالها روشن نباشد، آنوقت آمارهای رو به رشد، بیشتر از آنکه مایه افتخار باشند، باید موضوع پرسش قرار بگیرند. چون عاشورا فقط برای برپا ماندن مجلس نیست؛ برای بیدار ماندن وجدان جامعه است.











