• درباره ما
  • تماس با ما
شنبه, مرداد 24, 1405
  • Login
  • خانه
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • سلامت
  • فرهنگی
  • پرونده ویژه
  • یادداشت
  • طنز
  • سایر رسانه ها
No Result
View All Result
گیلان صدر
No Result
View All Result

زخم رودبار هنوز درد دارد

31 خرداد 1405
in اجتماعی, اسلایدشو, سایر رسانه ها
0
زخم رودبار هنوز درد دارد

به گزارش گیلان صدر؛ شادی خوشکار در روزنامه شهروند نوشت: خرداد ۶٩ تمام شد و ۶٨ نفر در روستای فتلک زیر کوه مدفون شدند و حتی جنازه‌هایشان هم بیرون نیامد. صدیقه تا قبل از این‌که از دست و پا بیفتد، سربالایی روستای خودش را تا انتها، نزدیکی‌های دره می‌رفت و از آنجا به آنچه که از فتلک، روستای محل زندگی دخترش مانده بود، نگاه می‌کرد. تلی خاک، نشان زلزله و نشان کوهی که فروریخت و زمین روستا را بلعید.

صدیقه آن بالا می‌ایستاد رو به پایین، جایی که فکر می‌کرد دخترش خوابیده، گریه می‌کرد. «‌آن وقت نفر که نبود، بولدوزر آورده بودند جنازه‌ها را بیرون بیاورد؛ اما هر چه بیرون می‌آمد دست و پا و سر بود. امام جمعه وقت گفت؛ این‌جا گورستان دسته‌جمعی باشد. هنوز همه‌ کشته‌شده‌ها زیر خاکند.»
رییس شورای روستای دولت‌آباد می‌گوید؛ هر که بعد از زلزله از فتلک، گورتیم، سلطان‌بری و فیشوم زنده ماند در زمین‌هایی که دولت وقت برایشان تعیین کرد، پایین‌تر از روستاهای ویران‌شده ساکن شدند و دولت‌آباد را ساختند.

بعد از ٢٧‌سال و با وجود زلزله‌هایی که هر چند ‌سال یک بار در ایران اتفاق می‌افتند دیگر کسی یاد زلزله ٧,٣ ریشتری رودبار و زنجان نیست؛ اما مردم رودبار تاریخ زندگی‌شان را به قبل از زلزله و بعد از زلزله تقسیم کرده‌اند و مزار کشته‌های زلزله، بخشی از زندگی‌ روزمر‌ه‌شان شده. کوچه‌ پس‌کوچه‌ها با خرابه‌های‌شان زلزله را زنده‌ نگه‌ داشته‌اند و پتوهای سربازی و موکت‌های رنگ و رو رفته و چراغ والور کمک‌های امدادی تک و توک در خانه‌های زلزله‌زده‌ها باقی‌مانده. کوچک و بزرگ از آسمان قرمز و سر و صدای زیاد حیوانات می‌ترسند.

بعد از زلزله بچه‌های زیادی به دنیا آمدند که نام خواهر و برادر از دست رفته در زلزله‌شان را دارند، دختران جوان بی‌خانواده، همسر مردان زن‌مرده‌ با چند بچه شدند و دیگر خانه چوبی طرفداری ندارد. خانه‌های چوبی و سنگین روستایی که وزن زیادشان نسبت به حجم و عدم اتصال میان سقف و دیوارها آنها را ناایمن کرده بود. هنگام ساختن خانه‌های‌شان سختگیری می‌کنند. آنها عددها را به یاد می‌آورند، ٩، ١٢، ٢٠، ۴٠. عدد خانواده و بستگان از دست رفته و ۵، ۶، ١٠ عدد خانه‌هایی که در شهرشان باقی‌مانده بود.

کسی یادش نرفته که آن شب مسابقه فوتبال برگزار شد. کسی یادش نرفته که خیلی‌ها از کار سخت برنج‌زارها و گندم‌زارها برگشته بودند و خوابشان به خواب رفت: «قابلمه برنج و خورش را بعدا زیر آوار پیدا کردیم، از خستگی دست به غذا نزده بودند و خوابیده بودند.» و کلمه‌‌ای که تکرار می‌شود: عمق فاجعه؛ از صحبت‌های مسئولان تا مردم شهر.

رییس جمعیت هلال‌احمر گیلان درباره آن روز می‌گوید: «عمق فاجعه آن‌قدر زیاد بود که نمی‌دانستیم از کجا شروع کنیم. غیر از نیروهای تکاور سپاه و ارتش و بسیج که در داخل استان بودند، نخستین گروه امدادی خارج از استان نیروهای هلال‌احمر استان مازندران به مدیریت مرحوم بیژن دفتری بودند که صبح زود رسیدند.»

عمق فاجعه را روزنامه‌ها با تیتر درشت اعلام کردند، روزنامه رسالت دوم تیر نوشت: «سازمان ملل اعلام کرد، زلزله ویرانگر در ایران ۴٠‌هزار تن کشته و یکصد هزار تن دیگر زخمی برجای گذاشت.» روزنامه کیهان همان روز نوشت: «شهرهای رودبار، منجیل، لوشان و بیش از ١٣۵ روستای تابعه قزوین و زنجان ١٠٠‌درصد تخریب شده است.» آمار تلفات زنجان را ۴هزار کشته و ٢٠‌هزار مجروح و ٢٠٠ روستای ویران و ١۵‌هزار خانواده آسیب‌دیده اعلام کردند.

کیهان سوم تیر نوشت: «از شهر ٢٢ هزار نفری منجیل تنها ٢‌هزار نفر مجروح باقی‌مانده». «جست‌وجوی روستا به روستا و خانه به خانه امدادگران برای کمک به مردم و بیرون‌آوردن اجساد کشته‌شده‌ها از زیر آوار» اطلاعات همان‌ روز: «به علت اهمیت نجات جان انسان‌هایی که هنوز زیر آوار هستند شمارش منظمی از مجروحین و کشته‌شدگان انجام نمی‌شود.

امدادگران تازه به نقاط کوهستانی صعب‌العبور رسیده‌اند اما کسی تصور نمی‌کند بعد از گذشت این مدت کسی زنده باشد.» آخرین آمار کشته‌شدگان از جان‌دادن بیش از ٣۵‌هزار نفر در شهرها و روستاهای زلزله‌زده حکایت دارد.

کانون زلزله اشتباه اعلام شد، امدادگران دیر رسیدند
٣١ خرداد در صفحه نخست روزنامه کیهان، کانون زلزله دیلمان اعلام شد. حرف از گیلان است و اسم رودبار در میان نام شهرهای دیگر گم است و تنها یک جمله آمده: «بالا‌محله رودبار ١۵ کشته و ٧٠ خانوار زیر آوار» حرفی از روستاها نیست؛ از شهرهای دیگر شهرستان هم.

مدیر هلال‌احمر وقت استان می‌گوید اول فکر کردند رشت زلزله آمده: «خانه من در رشت بود، زلزله که آمد پابرهنه دویدم سوار خودرو شدم و تخته‌گاز به سمت استانداری رفتم. برق همه شهر قطع بود و همه جا صدای شیون می‌آمد. افتان و خیزان رسیدم، دیدم استاندار دارد با معاون رئیس‌جمهوری تلفنی حرف می‌زند، گوشی را به من داد گفتم شهرمان ویران شده. هنوز نمی‌دانستیم رودبار و منجیل چه خبر است.

گفتم؛ ‌هلی‌کوپتر بفرستید که برویم خبر بگیریم.» سپیده صبح نزده بود که هلی‌کوپتر از تهران رسید و معاون استاندار و مدیر هلال‌احمر گیلان را سوار کرد: «رودبار که نشستیم فکر کردم این شبیه همان تصاویری است که از قیامت توی ذهنم دارم. مردم زنده زیر آوار بودند و نمی‌دانستیم چه کار کنیم.

همه جاده‌ها بسته بود.» همه آن‌هایی که روز بعد از زلزله از شهرهای دیگر به منجیل و رودبار رسیدند یک تصویر دارند، شهرهایی که با خاک یکسان شدند، «قسمت نوروزی»، یکی از اهالی توتکابن است که آن زمان از لوشان به محل زندگی پدری‌اش رفت: «همه منجیل فرش شده بود. شاید دو سه ساختمان پیدا بود. و کنار خیابان را اجساد پر کرده بودند.»

مهرنوش فکوری یکی از بازماندگان زلزله می‌گوید: «من را که از زیر آوار بیرون آوردند، فکر کردند مرده‌ام. مرا گذاشتند کنار مرده‌ها. چند ساعتی آن‌جا بودم.» او حالا در هلال‌احمر استان کار می‌کند و می‌گوید خیلی عجیب است که نیروی امداد آن‌قدر دیر رسید.

مردم می‌گویند اگر همان شب کسی به داد می‌رسید خیلی‌ها زنده می‌ماندند. «در برخی نقاط سازمان‌های امداد ۴٨ ساعت بعد رسیده بودند و مردم خودشان اجساد را درآورده و دفن کرده بودند. مواد غذایی موجود را توزیع کرده بودند» و «بعضی ستادهای معین ٧٧ روز بعد از حادثه اعزام شدند.»(1)

دو روز بعد از زلزله اقلام ضروری در روزنامه‌ها اعلام شد: دارو، نان خشک، برنج، قندو شکر، حبوبات، خرما، کمپوت و کنسرو، چادر صحرایی و موکت، لباس، مواد بهداشتی. دو شماره حساب هلال‌احمر و ریاست‌جمهوری برای کمک‌های مردمی. حجت‌الاسلام‌هاشمی رفسنجانی، رییس‌جمهوری وقت سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

رسالت همان روز نوشت: «کلیه نانوایی‌های تهران موظفند با حداکثر توان نسبت به پخت فوق‌العاده نان در تمامی روزهای هفته اقدام نموده و نان‌های طبخ شده را جهت ارسال به مناطق زلزله زده به اتحادیه نانوایان محل تحویل دهند.»

مردم جنازه‌ها را بیرون آوردند، خیلی از آنها بدون کمک. ساعت‌ها کنار جنازه‌هایشان نشستند تا طعمه حیوانات نشوند. بدن‌هایی که هنوز گرم بودند و شاید اگر دستگاه تنفس بود زنده می‌ماندند. عالیه، یکی از اهالی روستاهای زلزله‌زده می‌گوید، روزهای اول هر کسی را در روستا زنده می‌دیدیم با تعجب می‌پرسیدیم: تو نمردی؟ هر کسی دست کم ٨ تا ١٠ نفر را دفن کرده بود.

کمک‌های مردمی از شهرهای مختلف رسید. نیروهای امداد رسیدند. ٢٧ سازمان دولتی وارد منطقه شدند. به گفته صادق‌زاده کمک‌های زیادی از همه جا می‌رسید. پیش می‌آمد که بعضی‌ ارگان‌ها بدون هماهنگی کمک می‌رساندند و به خوبی به دست آسیب‌دیدگان نمی‌رسید. به این دلیل که حادثه خیلی سنگین بود و التهاب آن‌قدر زیاد بود که خودشان در توزیع مواد دخالت می‌کردند.

کمک‌های خارجی هم رسیدند. به گفته صادق‌زاده بیشترین کمک‌ها از کشورهای شوروی سابق بود: «کامیون کمک‌ها از مرز آستارا تا رشت صف می‌بستند.» جمهوری نخجوان برای پذیرایی از ۶٠‌هزار زلزله‌زده بی‌خانمان اعلام آمادگی کرد. آذربایجان شوروی اولین محموله میخ جهت خانه‌سازی را فرستاد: ٢٠٠ تن میخ.

هیات وابسته به سفارت آلمان در بازدید از رودبار ۴٩ سمعک تحویل مدیرکل بهزیستی گیلان داد. مسلمانان قفقاز اعلام کردند اولین محموله سیمان و میلگرد از طریق مرز آستارا به ایران می‌فرستند. وحیددستجردی رییس‌کل وقت جمعیت هلال‌احمر کشور، چند ماه پس از زلزله گفت کمک‌های بین‌المللی ناچیز بوده.

عکس‌های زلزله مردمی را نشان می‌دهد که اجساد عزیزان‌شان را روی درهای بازمانده از ویرانی خانه‌ها می‌شویند. ردیف کشته‌شدگان و سنگ‌هایی که بعدها رویشان نوشتند: مرگ بر اثر حادثه دلخراش زلزله.

148 ‌هزار تومان مستمری
غلامحسین اسب‌سوار بود، زلزله که آمد ویلچرنشین شد. مثل زینت و میترا و دیگرانی که در شهر ١۵٠٠ نفری توتکابن بعد از زلزله معلول شدند. یکی از آنها تا به حال چند بار دست به خودکشی زده‌است.

میترا می‌گوید: آن‌قدر نگویید معلولیت محدودیت نیست.‌ سال آخر دبیرستان بود. موهایش را کوتاه کرده بود که با همکلاسی‌ها برود اردو، روز پنجشنبه، ٣١ خرداد که هیچ اردویی برگزار نشد: «غروب، آسمان قرمز قرمز بود روی تراس نشسته بودم و گاوها را نگاه می‌کردم که می‌آمدند توی حیاط. حالت‌شان عجیب بود. ساکم را بسته بودم.» مردم بازمانده از زلزله گفته‌اند «چند ماه قبل از زلزله سطح زمین‌های رودبار و منجیل و روستاهای اطراف پر از مار شد، دهقان‌ها که زمین‌های برنجکاری را آبیاری می‌کردند از گرم شدن آب روی شالیزارها می‌گفتند و چند نفر قبل از زلزله موقع کندن چاه دچار گازگرفتگی شدند.»(2)

دیوار خانه‌شان آجر سیمانی بود، میترا لرزه‌ها را احساس کرد و مثل زمان بمباران‌ها دوید به گوشه اتاق: «از سمت راست آوار من را قیچی کرد. آن زمان کسی نمی‌دانست نخاع چیست. در آن شرایط هم نمی‌توان انتظار داشت. فقط می‌خواستند آدم‌ها را از زیر آوار بیرون بکشند. حمل نادرست من باعث قطع نخاعی شد.»

میترای ٢٠ساله را با پیکان به رشت بردند. راه‌ها بسته بود. «امدادرسانی و تخلیه مجروحان از طریق پل هوایی رشت به تهران انجام می‌شد.»(3) دکترها گفتند نمی‌توانند برای میترا کاری کنند و از بیمارستان پورسینای رشت فرستادندش تهران که آن روز مثل تنور داغ بود: «بدون همراه من را با هواپیما فرستادند. درد داشتم و مدام می‌گفتم من را تکان دهند و جا به جا کنند.

از فرودگاه تهران تا بیمارستان را با نیسانی رفتیم که شبیه آمبولانس درست شده بود. با آن درد، جوری تکان می‌خوردم که انگار دارند من را روی موتورهای برنج‌کاری مان حمل می‌کنند. شبیه تراکتور.» میترا حالا در خانه خودش تنها زندگی می‌کند. می‌گوید آن سال‌های اول انگار از همه چیز عصبانی بود و مثل خیلی دیگر از کسانی که دچار ضایعه نخاعی شده‌اند با خانواده رفتار خوبی نداشت و مدام وسایل را به سمتشان پرت می‌کرد: «بعدها فهمیدم این ویژگی همه‌مان است.

 

Tags: ۳۱ خردادزلزله رودبارگیلانگیلان صدرمردم زلزله زده

نوشته مشابه

شهردار لاهیجان از تملک دو قطعه زمین در مسیر بلوار دکتر حکیم زاده به دانشگاه خبر داد

خواهرخواندگی لاهیجان و سیسیان،گامی در مسیر تقویت دیپلماسی شهری ایران در قفقاز

by shahed
18 مرداد 1405
0

به گزارش گیلان صدر به نقل از اداره ارتباطات و امور بین الملل شهرداری لاهیجان، تفاهم‌نامه خواهرخواندگی میان شهر لاهیجان در استان گیلان و شهر سیسیان در استان سیونیک ارمنستان، در کنار ظرفیت‌های فرهنگی و گردشگری، از منظر ارتباطات منطقه‌ای و توسعه مناسبات ایران و ارمنستان نیز حائز اهمیت است،...

شهردار لاهیجان از تملک دو قطعه زمین در مسیر بلوار دکتر حکیم زاده به دانشگاه خبر داد

شهردار لاهیجان از تملک دو قطعه زمین در مسیر بلوار دکتر حکیم زاده به دانشگاه خبر داد

by shahed
18 مرداد 1405
0

به گزارش گیلان صدر و به نقل از اداره ارتباطات و امور بین الملل شهرداری لاهیجان، رضا زنده دل در گفت و گویی افزود: این اقدام در راستای تکمیل شبکه معابر شهری، کاهش بار ترافیکی مرکز شهر و اتصال کامل بلوار دکتر حکیم‌زاده به بلوار دانشگاه انجام شده و عملیات...

شهردار لاهیجان رییس پانزدهمین جشنواره ملی تئاتر خیابانی شهروند شد

شهردار لاهیجان رییس پانزدهمین جشنواره ملی تئاتر خیابانی شهروند شد

by shahed
16 مرداد 1405
0

رضا زنده دل، به ‌عنوان رییس پانزدهمین جشنواره ملی تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان منصوب شد. به گزارش گیلان صدر و به نقل از اداره ارتباطات و امور بین الملل شهرداری لاهیجان، طی حکمی از سوی اتابک پورنادری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،رضا زنده دل، شهردار لاهیجان به‌عنوان...

جلسه شورای سیاست گذاری جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان برگزار شد

جلسه شورای سیاست گذاری جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان برگزار شد

by shahed
16 مرداد 1405
0

نخستین جلسه شورای سیاست گذاری پانزدهمین جشنواره ملی تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان برگزار شد. به گزارش گیلان صدر؛ اتابک پورنادری« مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» در این جلسه در مورد برگزاری جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان گفت: این رویداد به عنوان یکی از الگوهای مدیریتی مدرن شهری...

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گیلان صدر

دسترسی سریع

  • درباره ما
  • تماس با ما

شبکه های اجتماعی

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب این پایگاه خبری_تحلیلی محفوظ میباشد.

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع میباشد . انتشار مطالب به معنی تایید محتوای آنها نیست |  سئو کیورد

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In
No Result
View All Result
  • خانه
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • سلامت
  • فرهنگی
  • پرونده ویژه
  • یادداشت
  • طنز
  • سایر رسانه ها

eRasaneh_Trustseal(82722, true);