اختصاصی؛ گیلان صدر: با نزدیک شدن به انتخابات، شبکههای اجتماعی پر از نامها، شعارها و وعدهها شده است. در این میان اما پدیدهای همواره در تمام ادوار انتخابات وجود داشته که معمولا کسی به آن توجه نمیکند و در خصوص انتخابات پیش رو هم بیسروصدا در حال گسترش است؛ انتشار مطالب تبلیغاتی در رسانهها بدون آنکه کوچکترین اشارهای به ماهیت تبلیغاتی آنها شود.
در اصول حرفهای رسانه، یک قاعده ساده وجود دارد: مخاطب باید بداند آنچه میخواند خبر است یا تبلیغ. در بسیاری از کشورهای دنیا، رسانهها موظفاند هر مطلبی را که در ازای دریافت پول منتشر میشود با عنوانهایی مانند «تبلیغ»، «رپرتاژ آگهی» مشخص کنند. دلیلش هم روشن است؛ مخاطب حق دارد بداند آیا با یک گزارش مستقل روبهروست یا با متنی که در ازای پول منتشر شده است.
با این حال در فضای انتخاباتی این روزها، در نمونههایی که دیده میشود هیچ رسانهای چنین موضوعی را اعلام نمیکند و مطالبی کاملاً جانبدارانه درباره نامزدها منتشر میکنند. گزارشهایی که ظاهر خبری دارند، اما لحن و محتوایشان تبلیغ است نه اطلاعرسانی. تأکید میکنیم هیچ اشکالی ندارد که رسانهای برای نامزدی رپرتاژ خبری کار کند، اما حتماً باید اعلام کند این مطالب تبلیغاتی است و در ازای آن پول دریافت شده است.
اخیراً مشاهده شده رسانههایی با رویکردی کاملاً اشاعهدهنده چاپلوسی و پاچهخواری، بدون شرم از مردم با ادبیاتی تخیلی در خصوص نامزدهای انتخابات، مطالبی بدون هرگونه بررسی و راستیآزمایی منتشر میکنند. گویا واژهها هر چقدر پرطمطراقتر باشند، پولها هم چربتر پرداخت میشود؛ خائنینی که معلوم نیست چرا از مردم توقع دارند برای پولی که آنها دریافت کردهاند، هر نامزد پولپاشی را بدون لیاقت و شایستگی به پارلمان شهری بفرستند.
ماجرا وقتی حساستر میشود که تمام این رسانهها خود را با عنوانهایی مانند «ارزشمحور» یا «انقلابی» و دارای رسالت رسانهای معرفی میکنند. ادعاهایی که طبیعتاً انتظار صداقت و شفافیت بیشتری از آنها ایجاد میکند. اما وقتی پشت انتشار یک مطلب، دریافت پول یا امکاناتی مانند دفتر کار و حمایتهای مالی هنگفت قرار داشته باشد و این موضوع به مخاطب اعلام نشود، این پرسش جدی مطرح میشود: آیا اعتماد مخاطب هم بخشی از همین معامله است؟
در کنار رسانهها، شکلگیری برخی ائتلافهای انتخاباتی که خلاف قانون فعالیت میکنند و اصلاً اجازه معرفی کاندیدا ندارند نیز به این فضای مبهم دامن زده است. گروههایی که با عنوان حمایت از نامزدهای صالح وارد میدان میشوند، اما در عمل نامهایی را معرفی میکنند که مشخص نیست معیار این انتخاب چه بوده است. مطلعین میگویند در بسیاری موارد، پرداختهای مالی در این معرفیها نقش تعیینکننده دارد؛ موضوعی که معنایی جز تبدیل حمایت سیاسی به یک معامله مالی نخواهد داشت.
اما این پرسش در افکار عمومی شکل گرفته است: اگر معرفی نامزدها بر اساس پول و توافقهای پشتپرده باشد، تکلیف شایستگی، برنامه و کارآمدی چه میشود؟ آیا رقابت انتخاباتی باید میان برنامهها باشد یا میان جیبهای پرتر؟
نتیجه چنین روندی قطعاً برای جامعه امیدوارکننده نیست. وقتی مسیر رسیدن به قدرت از کانال تبلیغات پنهان و حمایتهای مالی عبور کند، طبیعی است که اعتماد عمومی نیز آسیب ببیند. شهروندی که نمیداند یک مطلب خبری واقعاً گزارش است یا تبلیغ، نسبت به کل فضای رسانهای بدبین میشود.
انتخابات سالم، بیش از هر چیز به شفافیت نیاز دارد. رسانه اگر تبلیغ منتشر میکند باید صریح بگوید تبلیغ است. ائتلافی که از نامزدی حمایت میکند باید روشن کند معیار این حمایت چیست؟ چه میزان پول دریافت کرده است و براساس چه قانون و مجوزی به خود اجازه معرفی نامزد میدهد؟ در غیر این صورت، مرز میان اطلاعرسانی و تجارت سیاسی آنقدر کمرنگ میشود که دیگر تشخیص آن برای مردم آسان نخواهد بود.
و پرسش آخر همچنان باقی میماند: اگر کسی با تبلیغات پنهان و معاملههای پشت پرده وارد عرصه قدرت شود، آیا میتوان از او انتظار داشت که بعد از پیروزی، تصمیمهایش را بدون معامله و فقط به نفع مردم بگیرد؟











