به گزارش گیلان صدر؛ کامال إن قلت نوشت:: من هم دعوت شده بودم به یک جلسه و این خیلی عجیب بود؛ معمولاً به جلسهای دعوت نمیشدم.
دو نفر در حال بیرون آمدن از جلسه بودند. نفر اول به دومی گفت: «این دالاندالان که میگفت، یعنی خیلی تنگه.»
دومی گفت: «آره حتماً خیلی تنگه، واسه همینه که سیوچند ساله که شورای شهر نتونسته واردش بشه و رشت توسعه پیدا نکرده. شاید هم عمداً تنگش کردن که بعد بهانه بیارن و بگن تنگ بوده، ما نتونستیم واردش بشیم. این روزها هم که همه دنبال یک تنگه میگردند که ببندنش، حتماً دالان توسعه رو هم یک عده بسته بودند و تازگی کمی باز شده.»
اولی گفت: «به هر صورت، همین که الان واردش شدیم جای شکرش باقیه.»
با همین پیشزمینه وارد جلسه شدم. سالن پر بود از بسازبفروشهای نسقساز و خلافساز که با من شروع کردند به احوالپرسی و صحبت از این بود که اصلاً ساختمان ساختن نیاز به نقشه و پروانه نداره؛ اینها همه دکونبازاره واسه پول گرفتن از سازندههای خدمتگزار و متخصص مثل ما. ما خودمون معمار و بنا هستیم. تا حالا کدوم ساختمون ما خراب شده که نیاز به نقشه و پروانه داشته باشه؟ اینها میخوان با این کارا ما رو سرگردان بکنن و ازمون پول بتیغن.
خلاصه، بعد از کلی پذیرایی و چایی و شیرینی و ساندیس، سخنران جلسه وارد شد و شروع کرد به عرض ارادت و تعظیم به حاضران و اینکه من متعلق به شما هستم و اگر از من حمایت کنید و رأی بیارم، حتماً از دالان تنگ توسعه رد میشیم و وارد یک شهر توسعهیافته خواهیم شد؛ شهری که در اون هر کسی، چه بیسواد چه باسواد، میتونه ساختمون بسازه.
اصلاً چه معنی داره به شما بگن نقشه تهیه کن؟ نقشه در قلب شماست، نقشه در مغز شماست. من اینجا شهادت میدم که شما دل بزرگ و مغز پرحجمی دارید و از استعدادهای شما هیچوقت استفاده نشده. شما بازوان پرتوان ساختوساز در شهر رشت هستید.
نظام مهندسی و مهندسان و ناظران و طراحان همه افراد مزاحمی هستند که فقط پول میگیرند و کاری انجام نمیدن. آخرش هم ساختمونهای شما خیلی ارزونتر تموم میشه؛ چرا؟ چون دیوارها رو نازکتر میگیرید، سقفها رو نازکتر میگیرید، اصلاً یه چیزایی رو که باید بگیرید هیچوقت نمیگیرید.
حالا هر چی هم که خریدار دوست داشت و میخواد توی ساختمون باشه، خب خودش بعد از خرید ساختمون میتونه با سلیقه خودش خریداری و نصب بکنه. ما چرا باید در سلیقه مردم دخالت بکنیم؟
آخه شماها که وسط شهر ساختمون نمیسازید، میرید اطراف شهر که زمینها نسقی هست و شهر رو توسعه میدین به اون سمت، به هر سمتی که خودتون دوست دارید. بعد شهرداری میاد لابهلای ساختمونهای شما کوچه درست میکنه و ادارههای آب و برق و گاز هم که نمیدونستند کدوم طرف باید شهر رو توسعه بدن، میان اونجا لولهکشی و کابلکشی میکنند و این سرعت توسعه رو بالا میبره.
شما فقط به همه کارگرا و مصالحفروشها بگین که برای رأی آوردن من فعالیت بکنند؛ فعالیتی از جنس همون فعالیتهای توسعهای که من میدونم و شما.
همه هورا کشیدند و چایی و سیگارشون رو بالا بردن و جلسه تمام شد. من هم معنی توسعه رو کاملاً فهمیدم.
این بود گزارشی از یک جلسه برای توسعه شهر عزیزمان رشت.











